۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه

فن آوريهاي پيشرفته خرده فروشي RFID



تاثير استفاده روز افزون از:

فن آوريهاي پيشرفته خرده فروشي(( RFID
بر روي جامعه ونيروي کار
                                                



 تبيين فعاليت هاي مربوط به اشتغال از منظر تغيير وتحول تکنولوژيکي وساختاري ، به نظر مي رسد  يک هدف آرماني باشد . بسياري از اقتصاددانان  بزرگ تاثير نوآوري در اشتغال را به سادگي ناديده مي گيرند ، در صورتي که به نظر مي رسد آن دسته هم که به اين امر مي پردازند به بن بست رسيده اند . اين در حالي است که تعداد کمي از اقتصاددانان بدبين ( pessimists )   وبسياري از اقتصاددانان خوشبين (optimists ) بدون هيچ آزمون تجربي وبنيادين نظرياتشان ، با يکديگر به نزاع مي پردازند . تحول در فن آوري ممکن است اجمالاً به مثابه « فرايندي که نظام هاي اقتصادي در طول زمان با توجه به محصولاتي که توليد مي کند وفرايندهاي بکاررفته در توليد آنها تغيير مي کنند ، » تعريف مي شود . پيامد اين تغييرات ممکن است تحول در بازده يا کاربرد دانشها ومهارتهايي باشد که منجر به يک تحول اساسي در روش هاي مديريت ، سازمان کار ، موادخام و رابطه بين سرمايه ، نيروي کار ودولت شود . « اين مفهوم نه تنها شامل ماشين آلات ، کالاها يا مواد وتجهيزات مي شود ، بلکه سازمان اقتصادي واجتماعي مربوطه ، يا به عبارت ديگر فرايندهاي کنترل از طريق مديران ، کارگران ودولت را نيز در بر مي گيرد .»

همانطوري که آقاي خوان سوماويا ، مدير کل سازمان بين المللي کار ، در سال 1999 گفته بود : اگر بخواهيم شجاعانه به دو چالش اصلي هزاره بعدي  - فن آوري جديد وجهاني شدن  - بپردازيم ، بايد بدانيم که سه پرسش اصلي در اين مورد هنوز پاسخ در خوري نيافته است که اين پرسش ها عبارتند از :
۱) چگونه مي توان موج فن آوريهاي نو را به گونه اي جهت دهي وشکل داد تا به تقويت توسعه اجتماعي واقتصادي منجر شود ؟
۲) فن آوري ها وجهاني شدن چگونه مي توانند عوامل اصلي ( يا کليدي ) تحقق روز افزون عدالت باشند وبه شناخت هويت فردي وحقوق بشر کمک نمايند ؟
۳) چگونه مي توان فرهنگ ها وديدگاههاي جديدي بوجود آورد که ظرفيت مواجهه با اينگونه چالش هاي جديد را داشته با شند ؟
آقاي سوماويا تاکيد مي کند که « توسعه کار وپيشرفت جامعه نه فقط نتيجه عوامل غير قابل کنترل از قبيل جهاني شدن رقابت رو به تزايد وتغييرات تکنولوژيکي است ، بلکه ، اين امر قبل از هر چيزي برايند انتخاب هاي سياسي ، اقتصادي واجتماعي است .» موضوع اين گزارش دقيقاً در کانون پيام مذکور قرار گرقته است .
  براي فهم احتمال هرگونه موفقيت نوآوري ، شناخت صحيح فضايي که در آن نوآوري تحقق مي يابد ضروري است . بنابراين گزارش با نگاه اجمالي به اين بخش ، يعني مهمترين وضعيت رايج مربوط به موضوع ها وگرايش ها ، همين طور پيشرفت هاي خاص در بازارهاي بزرگ صنعتي ودر کشورهايي که بعنوان بازيگران مهم بازرگاني جهاني ظاهر مي گردند آغاز مي شود .
پيوند هاي ( ومناسبات ) مشترک بين فن آوري واشتغال ، پيچيده وبحث برانگيز ند . واين نه تنها به خاطر مبادلات ( وپيوندهاي ) بالقوه بين افزايش بهره وري واشتغال در اثر عوامل تکنولوژيکي ، بلکه بدليل نقش ايفا شده توسط تاثيرات فن آوري جديدتوسط ساير متغيرهاي مهم اقتصادي واجتماعي در اين تعامل است . ( ۵ ) به هرحال تحليل تاثيرات فن آوري جديد بر روي اشتغال در هر موردي مستلزم توجه تاثيرات مستقيم وغير مستقيم اين تغييرات بر روي مشاغل است . تاثيرات مستقيم همان کار آفريني در يک بخش          
( اقتصادي وتجاري ) است که فن آوري جديد را ايجاد مي کند ، در حالي که تاثيرات غير مستقيم در صنايع کاربردي رخ مي دهند . شامپتران  تفاوتهاي بين نوآوريها در عرصه توليد وفراورده را به خوبي درک کرد . مثلاً گفته مي شود که فرايند نوآوري باعث کاهش اشتغال مي شود ، چرا که اين فرايند ممکن است ميزان عوامل توليد مورد نياز را کاهش دهد ، مخصوصاً اگر از نوع کاهش دهنده کار باشد ويا اينکه تقاضاي بيشتر براي تامين افزايش بازده به ازاي هر کارگر وجود نداشته باشد . از طرف ديگر تصور عموم براين است که نوآوري در توليد اشتغال ايجاد مي کند ، زيرا براي توليد کالاهاي جديد نيروي کار بيشتر نياز است . اما  نو آوري در توليد مي تواند نو آوري در فرايند نيز باشد ، به شرط اينکه بتواند در ساير بخش ها ( بعنوان مثال ، کامپيوترها ) نيز بکار رود ، که در اين صورت شغل هايي در بخش هاي توليدي ايجادو واحتمالاً در بخش هاي کاربردي ( مصرفي ) از بين خواهد رفت ، اگر در نتيجه کاربرد موفقيت آميز يک نوآوري در فرايند ، تقاضا نيز پابه پاي افزايش توليد به ازاي هر کارگر پيش نرود .
بنابراين اگر يک نوآوري موفق باشد وبر سراسر يک بخش يا کل اقتصاد سايه افکند ، اين نوآوري فرايندي از تغييرات ساختاري را ايجاد مي کند که به موجب آن برخي مشاغل ايجاد شده وبرخي ديگر نيز از بين مي رود ؛ برخي کارکردهاي جديد شغل آشکار وبرخي کارکردهاي ديگر [نيز] حشو وزايد تلقي مي گردد ؛ و [ در نتيجه] راههاي جديد سازماندهي کار وطراحي فرايند توليد به شکل ضروري در مي آيد ، اين امر بخاطر آن است که در تحليل تاثير اشتغال بر فن آوريهاي جديد بر مبناي RFID ، تاثيرات خاصي نه تنها در سطح يک شرکت يا بخش [ اقتصادي ] بلکه در سطح اقتصاد کلان نيز بايد در نظر گرفته شود . ترويج فن آوريهاي مبتني بر  RFID در محيط خرده فروشي قطعاً هم بر نوآوري در توليد وهم نوآوري در فرايند ، پايه اي را فراهم مي سازد ، وتاثيرات دراز مدت آن بر روي اشتغال در مرحله نوپايي فن آوري قابل توجه خواهد بود ، هرچند اين امر اکنون قابل پيش بيني نيست . اگر فرض کنيم که هزينه اجرايي RFID بالا باشد ، کاملاً آشکار مي گردد که قطعاً بزرگترين خرده فروشان با منابع مالي لازم مي توانند فن آوري را به خدمت بگيرند . برآورد هزينه هاي بنيادي اوليه که اتفاقي است نشان مي دهد بعنوان مثال هزينه هاي سازماني يک خرده فروش عمده با تقريباً هشت مرکز توزيع وبيش از هزار فروشگاه بين ۳۴۰ تا ۳۸۰ ميليون دلار خواهد بود . بعلاوه ، در اين برآوردها فرض بر اين است که هزينه هاي متغير مربوط به برچسب زني محصولات خرده فروشي توسط توليد کنندگان پذيرفته مي شود ، توليدکنندگاني که علاقه زيادي به استفاده از فن آوري RFID در زنجيره ذخيره وتوزيع خود نيز دارند . بعداً نيز اشاره خواهد شد که شرايط بازار به گونه اي است که رقابت در عرصه تجارت براي بنگاهاي کوچک ومتوسط روز به روز سخت تر مي شود . بنابراين تصور اين امر مشکل نيست که سازماندهي رشد سريع توانايي خرده فروشان ورقابت هزينه دار ناشي از انتخاب RFID  بزرگتر ، اين شرايط را به گونه اي دراماتيک با اهميت مي سازد ، واين مهم از طريق تاکيد بيشتر بر روي استحکام ومنطقي کردن بخش هاي مزبور با تاثيرات همزمان برروي اشتغال انجام مي شود .
هرچند هزينه هاي پياده سازي [يا اجراي ] RFID  براي همه به جزء خرده فروشان بزرگ سرسام آور است اما صرفه جويي در هزينه هاي بالقوه بسيار زياد است . برآورد ذخيره بودجه سالانه پيش بيني شده از فن آوري Wal – Mart   که در حال سرمايه گذاري به مقدار تقريبا ًً۳  ميليارد دلار براي چندين سال است ويکي از عناصر اصلي اجراي RFID مي باشد  - نشانگر مزيت هاي رقابتي است که خرده فروشان بزرگ مي توانند انتظار داشته باشند . به عقيده يکي از اساتيد رشته علوم کامپيوتر در دانشگاه بريگهام يانگ (Brigham young university  ) در ايالات متحده ، وال مارت به تنهايي قادر است سالانه با RFID ۸/۳۵ ميليارد دلار پس انداز نمايد   يعني بيش از کل درآمد نيمي از پانصد شرکت موفق . (۸) اين ذخيره ها [ يا پس اندازها ] به ترتيب ذيل است :
۶۰۰ ميليون دلار از طريق جلوگيري از خروج موجودي ، ۵۷۵ ميليون دلار از طريق جلوگيري از سرقت ، خطاها واختلاس ها ؛ ۳۰۰ ميليون دلار از طريق پيگيري دقيق تر يک ميليون پالت ( pallet   و.... ؛ و۱۸۰ ميليون دلار از طريق کاهش موجودي ) .به هر حال صرفه جويي در نيروي کار جلوي رشد بقيه ارقام را نيزمي گيرد :
[ به عبارت ديگر ] مبلغ قابل توجه ۶/۷ ميليون دلار ( يعني ۸۰/۷ در صد از کل ) از طريق حذف نياز به استخدام عده اي براي اسکن کردن بارکدها در زنجيره وسيع عرضه شرکت ودر شبکه گسترده فروشگاههايش پس انداز گرديد .
بعلاوه هنگامي که نياز ها ظاهر مي گردند وتحولات تکنولوژيکي بوجود مي آيد شرکت ها در مي يابند که اگر انتظار دارندتا راندمان  کاملي از اجراي RFID   بدست بياورند لازم است که در استاندارد کردن روال کاري خود بازنگري کنند . اين امر ممکن است مستلزم يافتن اطمينان از سطح بالايي از هماهنگي در طرح ريزي RFID  با مراکز توزيع وعمليات انبارداري باشد يعني چگونه طراحي فيزيکي [ يا استقرار ماشين آلات در يک محيط صنعتي ] سازماندهي مي گردد ، نيروي کار چگونه بکار گرفته مي شوند وحتي خود تجهيزات چگونه ساخته مي شود . حمايت از RFID  تاکيد بر اين است که سطح تغيير مورد نياز به بهبود سريع عملکردها وفعاليت هاي خرده فروشان منجر مي گردد که در غير اين صورت بدون در نظر گرفتن کاربرد RFID توشط شرکت ها رخ نمي داد .  
در اروپا ، کميسيون اروپايي از مزيت هاي بالقوه فن آوري RFID براي متصديان اقتصادي قاره استقبال کرده است ، با اين استدلال که فن آوري ممکن است مقدمه بسياري از چيزهاي فزاينده « هوشمند » باشد که با يکديگر تعامل دارند وبه افراد در شرايط واوضاع پيچيده تر کمک مي کنند . فروش فزاينده برچسب هاي  RFID به مدت شصت سال تا آغاز سال ۲۰۰۶ بالغ بر ۲/۴ ميليارد دلار بود واين در حالي است که فقط در سال ۲۰۰۵ ، تعداد ۶۰۰ ميليون برچسب فرخته شد . اين رقم در سال ۲۰۱۶ مي تواند به ۶۰۰برابر آن در سال ۲۰۰۸ برسد . اگر چالش هاي اقتصادي وتکنولوژيکي عمده ( درآمد در برابر هزينه ها ، پذيرش فراواني ، سطوح اجرايي مورد نياز وغيره ) درآينده نزديک حل مي شد ، بازارهاي جهاني RFID تاسال ۲۰۱۶ مي تواند بطور روز افزون تا۱۰ برابر حجمي که براي سال ۲۰۰۶ بود رشد کند. آماده سازي يا بهبود قابل توجه کيفيت توليد ، تثبيت هزينه هاي موجود وکاهش سهام تا ميزان ۵ درصد ، رونق فروش تا ۳ در صد ، کاهش هزينه هاي نيروي کار در بخش فيزيکي توليد تا ۶۵در صد ، وايجاد ۴۵ درصد رشد سالانه براي فن آوري RFID وبازارياب ها . بنابراين بکارگيري RFID بايد نقش اصلي در کمک به رشد وخدمات داشته باشد .
با [در نظر گرفتن ] ضرورت رقابت ، امروزه خرده فروشي ازجمله بخش هايي است که به لحاظ تکنولوژيکي بسيار توانمند شده است . آهنگ تغيير ، خرده فروشان را به جستجوي ابزاري ترغيب مي کند که به آنها امتيازي در برابر رقبايشان بدهد، اعم از اينکه در بخش فروش باشد ويا در انبار . خرده فروشان ، اغلب به دليل مواجهه با مزاياي اندک وسودهاي نازل ، بين المللي شدن فزاينده بازارها ، پيچيده تر شدن فزاينده بازارها ، پيچيده تر شدن خريداران متقاضي معتقدند که مي بايستي بطور دايم توانايي خودشان را براي بر طرف کردن نياز هاي مصرف کنندگان بيشتر کنند ؛ بکارگيري فن آوري براي حل اين چالش ها ضروري به نظر مي رسد . خرده فروشان که در صدد برجسته کردن [ يا نشان دادن ] خودشان در يک بازار رقابتي پر ازدحام هستند ، بايد بطور فزاينده فن آوري را جهت بهينه کردن تصميم گيري ، فراهم ساختن خدمات شخصي بيشتر ، بالابردن کارايي زنجيره عرضه واصلاح فرايندهاي تجارت خود بکار گيرند . مشتريان خودشان خواستار توجه ويژه به محصولات خوب با قيمت هاي مناسب ، پاداش براي وفاداريشان وتجربه خريد لذت بخش وبدون دردسر هستند . خرده فروشان در دفاتر مرکزي ودر مراکز تصميم گيري خود براي گردآوري اطلاعاتي در مورد مشتريان ، محصولات ، روند فروش ، حمل ونقل تدارکات واطلاعات مربوط به بازاريابي وابسته به فن آوري هستند .
    فناوري به اندازه خرده فروشي هايي چون خواربارفروشي ها فراگير شده است . صندوق هاي خود پرداز ، کيوسک ها وتجهيزات مراکز فروشي ... ، انبارگرداني ، رايانه هاي کيفي وسيستم هاي مديريت ، شبکه هاي قيمت گذاري الکترونيکي ، سيستم کنترل کننده صندوق ، دستگاههاي سطح سنج ، مديريت نيروي کار وابزارهاي محاسبه قدرت فروش ، شبکه هاي مديريت امنيت براي سرعت دادن به معاملات ، برچسب زني الکترونيکي وابزارهاي زنجيره عرضه جهاني ، در ميان برخي از کاربردهاي تکنولوژيکي که اکنون در بسياري از عمليات هاي خرده فروشي جديد رايج است .
خرده فروشان بين المللي ، بدون استثناء ، بايد بتوانند مقادير بسيار زيادي از کالاها را در شبکه هاي جهاني فروشگاههاي موجود خود توزيع کنند .  آنها براي مواجهه با چالش هاي ناگزير مربوط به اين امر ، سيستم هاي پيشرفته مديريت انبارداري وتدارکات را که هدف اصلي شان افزايش بهره وري وظرفيت عملي است بکارگرفته اند . براي چنين خرده فروشان ، فن آوري بابت کاهش هزينه ها در زنجيره عرضه ، بهينه سازي ظرفيت حمل ونقل وايجاد ساختارهاي تدارکاتي بين المللي مناسب ضروري است . وقتي اين مشاغل در سطح بين المللي توسعه مي يابند ومقياس عملکرد خود را بالا مي برند ، در مي يابند که بايد فرايندهايي را براي اتوماسيون ومديريت تهيه وتوزيع ايجاد کنند ، وآنها را در سيستم هاي انبارداري خودشان ادغام نمايند . براي پشتيباني ساختارهاي پيچيده حاصله ، سيتم هاي مديريت اطلاعات قوي براي تسهيل در ارتباطات ميان شبکه عمليات درون کشوري ، فروشگاهها ومراکز تصميم گيري ، کارمندان فروشگاهها ومشتريان، مشتريان وپرسنل خدمات مشتريان ، حرفه هاي بازاريابي ومديريت فروشگاهي بکار گرفته مي شوند .
بهينه سازي مديريت زنجيره عرضه براي اينکه بتوان تا حد امکان نيازهاي مشتري را به نحو شايسته تامين کرد ، اکنون بعنوان يک ابزار رقابتي بسيار مهم پذيرفته شده است . براي خرده فروشان ، اين فرايند نقل وانتقال کالاها ازمحل توليد ( point- of - origin ) تا محل فروش (point – of – sale ) را در بر مي گيرد . خرده فروشان براي بدست آوردن بالاترين حد کارآمدي زنجيره عرضه ، عقلاني وبهينه کردن تدارکات خود را آغاز کرده واستراتژيهاي بازاريابي ورويکرد خود به مشتريان را تغيير داده اند . در حالي که در گذشته هدف اصلي کنترل درست موجودي انبارها وتوزيع  در طول زنجيره عرضه بود ، اما امروزه رقابت بر روي رضايت مشتري متمرکز شده است ، به گونه اي که مفهوم « زنجيره عرضه » رفته رفته وبطور فزاينده جاي خود را به مفهوم « زنجيره تقاضا » مي دهد . در مجموع ، منطق مبتني بر گردش کالا که هدف اصلي آن در دسترس بودن محصول مناسب ، با کيفيت خوب ودر جاي درست ومطابق تقاضا تبديل شده حاکم است  .
گزارش اجلاس سه جانبه گرايي ۲۰۰۳ در خصوص تجارت ، نقش برجسته فن آوري را در يکنواخت سازي رشد بخش ها عيان نمود.(۹) در حالي که در آن زمان تمرکز نوآوري هاي تکنولوژيکي بر روي تدارکات پشتيباني فروشگاه بود ، در عين حال در تمام مراحل فرايند جابجايي کالا از پشتيباني تا محل تحويل [ آخرين مرحله ] شناخت يا آشنايي زيادي در مورد فرايندها وفن آوريهاي جديدوجود داشت . واکنش مثبت مصرف کننده ( ECR ) بعنوان يک عامل خيلي مهم براي نوآوريهاي تکنولوژيکي وساير نوآوري ها ابتدا در سال ۱۹۹۳ با هدف افزايش همکاري در زنجيره عرضه وبراي ايجاد ارزش از طريق تامين نيازهاي مصرف کننده به توليد ، رفاه وثروت به رسميت شناخته شد . اين مهم  ( ECR ) از طريق زير انجام پذيرفت :
۱) رده بندي [ يا طبقه بندي ] فروشگاه به نحو مناسب براي بهينه سازي موجودي وفضاي فروشگاه مطابق ميل مصرف کننده ؛
۲) ذخيره سرمايه به اندازه قابل توجه بر مبناي کارکردهاي حاصله از کاربرد برنامه هاي مستمر تکميل يافته ، تبادل الکترونيکي اطلاعات ( EDI ) ، کاهش تعارض ها، سفارش کامپيوتري وروش هاي جديد دريافت سفارش .
۳) برنامه موثري که کارآمدي سيستماتيک تجارت وتشويق مصرف کننده [ يا جذب هرچه بيشتر مصرف کننده گان ] را به حداکثر   
 مي رساند ؛
۴) معرفي محصول جديد به نحو شايسته با هدف به حداکثر رساندن اثر بخشي فعاليت هاي مربوط به توليد ومعرفي محصول جديد .
فرايند اخير بطور سنتي با ميزان بالايي از ناکامي مواجه شده ، وبنابراين هزينه هاي اضافي به سيستم تحميل کرده است . واکنش مثبت مصرف کننده  ( ECR ) به تبادل الکترونيکي اطلاعات يعني مهمترين عامل بالابرنده روش ها واستانداردهايش کمک کرد تا درحوزه صنعت از پذيرش بالايي برخوردار شود .
متخصصان خرده فروشي معتقدند که اطلاعات دقيق وبه موقع براي اطمينان از افزايش مستمر رضايت مصرف کننده ، توليدات وکيفيت محصول از طريق  ECRضروري است . براي پايين نگه داشتن هزينه ها بهتر است که اين اطلاعات وتبادل آن بدون استفاده از سيستم مکاتبه اي ( paperless) باشد . براي نيل به اين اهداف سه حوزه اصلي [ يا مرکزي ] بايد از هم تفکيک گردند :
۱) مديريت تخصصي يا حرفه اي
۲) تهيه وتامين محصول
۳) تکنولوژيهاي برتر وتوانمند
 در مديريت تخصصي ، هدف به حداکثر رساندن ايجاد تقاضا از طريق فرايندهاي معرفي محصول ، ارتقاء سطح کيفي محصول وطبقه بندي مناسب فروشگاه است . در تهيه وتامين محصول تمرکز بر روي اطمينان يافتن از هموارترين روش ممکن براي انتقال محصولات به فروشگاه هاست واين امر در جهت پشتيباني از مديريت تخصصي ....... با يک زنجيره عملي عرضه است که براي تغييرات در تقاضا به اندازه کافي قابل انعطاف ومسوليت پذير مي باشد . تهيه سريع ومناسب محصول از طريق به حداقل رساندن ميزان موجودي انبار در سيستم موقع برآورد سطوح مختلف خدمات مورد نياز به صرفه جويي در هزينه کمک مي کند . يک موضوع بسيار مهم در اين حوزه عبارت است از اينکه شرکاي تجاري (طرف هاي معامله ) براي نيل به اين اهداف چگونه با هم کارمي کنند .هدف ECR اين است که از طريق برنامه ريزي جامع تر واجتناب از فعاليت هايي که تنوع در تقاضا را مورد اغراق قرار مي دهد که به تدريج بر زنجيره عرضه تاکيد نمايد تا در ميزان هزينه ها وبازدهي يک جهش کمي ايجاد کند .
استاندارد سازي اطلاعات وارتباطات نيز مي تواند در زمان وسرمايه به مقدار قابل توجهي صرفه جويي کند . مديريت تخصصي وتامين کالا وبويژه آن دسته از افق هاي مربوطه که بين توليد کنندگان وخرده فروشان مشترک است با موانعي روبرو مي باشد . بنابراين جهت غلبه بر همين موانع ، RFID  بعنوان يک تکنولوزي برتر براي زنجيره عرضه خرده فروشان وعمليات خرده فروشي مورد استفاده قرار مي گيرد . اين فن آوري مزيت هاي ECR را در کل صنعت خرده فروشي تقويت کرده وتوسعه مي بخشد .
ورود فن آوري هاي جديد با توجه به توانايي ها وقابليت شان در کاهش نيروي کار مورد نياز ومنابع ديگر براي سطح توليد وخروجي به ميزان يکسان ، ترس از کاهش ميزان اشتغال واز دست دادن اشتغال را به همراه آورده است . در حاليکه اين امر ممکن است در سطح يک شرکت يا حتي يک بخش اقتصادي صحت داشته باشد ، اما بيشتر اقتصاددانان تاکيد مي کنند که تجربه نشان داده تغييرات تکنولوژيکي ورشد توليد بطور تاريخي تابع بسط اشتغال وافزايش درآمد مي باشد ونه محدود سازي آن .
در اين رابطه مراحل مختلفي وجود دارد : ابتداء معرفي يک فن آوري جديد بايد با رشد توليد واقعي که مستلزم يادگيري موثر براي کاربرد مناسب فن آوري جديد است ( يعني تغييرات در سازمان کار ، نيازهاي مهارتي جديد و... ) ترجمه شود ؛ سپس افزايش توليد بسته به سطح تقاضا ممکن است به از دست دادن مشاغل منجر شود يا نه . اگر افزايش توليد با افزايش تقاضا مناسب باشد ، آنگاه نيازي به از دست دادن نيروي کار نيست ، در حقيقت اگر توليد افزايش يافته ، افزايش در تقاضا را که از رشد توليد بالاتر است ، برانگيزاند ، فرصت هاي شغلي جديدي بوجودمي آيد. به هرحال از آنجاکه پذيرش وگسترش فنآوري هاي جديد بطور معمول به وقت قابل توجهي نياز دارد ، تاثيرات آن به روي اشتغال احتمالاً بيشتر از ساير عوامل مانند استهلاک وکسب سود احساس مي شود .

۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه

The Intelligent Supply Chain

The reverse supply chain function has filled an important role for manufacturers to control the flow of product returns back through the distribution channel. This function has become even more important in the technology space where the stakes are high, as grueling competition and razor-thin margins have already driven companies to squeeze every last dollar out of the manufacturing process. As these companies search for new ways to reduce their operating expense, many technology manufacturers still find themselves grappling with stubborn inefficiencies embedded within their reverse supply chain.
It is estimated that 70% to 85% of products returned through this channel have what is known as no trouble found (NTF), where materials are returned for reasons other than a product defect. However, amongst the advanced processes prevalent in today's supply chain, which are primarily designed to minimize costs, there is not a well-defined focus on the timely repair, warranty evaluation, remarketing and intelligently reintroducing product back into the service supply chain.
With the Aberdeen Group estimating that high-tech organizations spend approximately 8% of revenues on reverse logistics activities, there are new opportunities and techniques to intelligently manage product returns and reintroduce materials that pass a stringent testing and screening evaluation, back into the service supply chain. This process can not only introduce new cost saving opportunities throughout all levels of the supply chain, but also generate new revenue opportunities that can streamline the overall management of the reverse supply chain function.


Supply Chain Deep Dive

So what exactly is a reverse supply chain? In order to recognize potential inefficiencies as well as new revenue opportunities, we must first understand the flow of products and the steps associated with an average supply chain model. In a typical forward supply chain, raw materials are procured from many different sources (original design manufacturers (ODMs), inventory, spot market, etc), assembled at a manufacturing facility and distributed to customers, retailers, resellers and wholesalers for final sale. The forward supply chain is straightforward and has been the focus of many innovations and cost saving measures in the high technology industry.


In a reverse supply chain model, materials that are sold through the forward supply chain are received back at the point of purchase as "returns" for a number of reasons including wrong item, color, style, price, user issues, buyer remorse, defective product, etc. Materials received are then forced back through the forward supply chain channel to the manufacturer through their existing distribution network. In many instances, materials are accumulated at a processing center until a quantity large enough for cost effective processing is achieved. This accumulation could take place over several weeks to several months and is not the primary focus of the product support teams.
With the average technology-based product life cycle measured in months, this method of accumulating product is very inefficient. With existing processes designed to save costs, the returned materials quickly lose potential value the longer they sit in storage waiting to be processed. In many instances, these materials are never screened to save costs. Because returns are the necessary evil of the supply chain, materials are usually sent directly for recycling to recover a small percentage of their original cost through the recovery of intrinsic value or base materials, typically by weight. This inefficient method not only fails to reuse materials with NTF - an essential part of recycling, but loses the ability to process manufacturer warranty claims for full value recovery for defective materials.
It is estimated that more than half of technology firms use a warranty claim processing system. However, these systems are primarily used for materials identified as substandard in the forward supply chain. In most instances, materials that are received through the reverse supply chain remain under ODM warranty but lose precious processing time sitting idle in warehouse depots. The end result is the expiration of warranty periods and the value of components dramatically decline.
Another area of the reverse supply chain where inefficiency is the most prevalent is found in the service supply function, where field support and product returns are one of the most difficult reverse supply chain operations to streamline. Not only is an adequate inventory of replacement components needed to support these service repair calls, but the improper processing of materials returned back to the service depot from field technicians can cost organizations millions each year. In this area, delays, shipping charges, warranty claims and administrative overhead cost drive the inefficiencies upward as material scrap and inventory management drain valuable resources.

Intelligent Redeployment

So where are the greatest opportunities to improve operational efficiencies?
Consider a typical scenario: A customer contacts the manufacturer, distributor or retailer for a warranty claim on their computer. The company dispatches a field service technician to diagnose a potential memory problem with the users system. Components are pulled from service spare inventory and the field support representative arrives at the customer's business or residence with a service kit containing replacement components to troubleshoot the reported problem.
For service calls, time is money and there's not much time for troubleshooting. In most instances, it's less expensive to simply replace suspect parts than to take the time to diagnose the problem. In this example, the customer's problem may have been caused by one bad memory module out of a possible four found on the computer's motherboard. For a typical service call, all four modules would be replaced and the customer's problem would be solved. Off goes the technician to the next service call.
This scenario doesn't just happen with on-site service calls. Many repair depots employ the same philosophy that time is money and it is easier to replace parts than troubleshoot specific issues.
This is where the inefficiencies of service supply become apparent. Of the four memory modules replaced in our example, three were still in good working order with one possible defective module. Perhaps this module is still under ODM warranty? However, these components are collected and combined with other materials replaced during service calls attended during the week. This is where this situation gets worse. Materials are then shipped back to the service depot were materials are aggregated; a combination of possible NTF, defective components and scrap materials are mixed. For many organizations, these materials are typically sent directly to recycling after sitting for months in storage.
What is astounding is the percentage of returned components that have NTF whatsoever. These no-fault-found rates can be as high as 77% for some components. In fact, about 40% of products that come back from the field as defective are, in fact, in perfectly good working order*.
Implementing a uniform testing and screening inspection process to review materials received through the reverse service supply chain for no-trouble found (NTF), no-fault found (NFF) and potential warranty returns can recover lost bottom-line revenue while removing fully functioning materials from the waste stream. A typical win-win scenario. And, to maximize the return velocity, materials should be sorted, inspected and tested on an ongoing basis to manufacturer specifications to determine if value can be recovered through warranty credits, intelligent redeployment into the service supply chain or remarketing in the secondary market.
If a defective module is found during testing, it should be checked against the warranty status and, if covered, returned to the ODM. By pre-screening materials sent for warranty, any out-of-warranty components or in-warranty CID (customer-induced damage) components that may inadvertently be shipped to the manufacturer only to be denied coverage are removed. This process eliminates the liability for all parties that incur shipping, handling and administrative costs as well as delays for a product that may have no effective value.


Inventory Cost Reduction

Testing and screening of returned components enables NTF materials, which meet strict manufacturer specifications, to be returned back into the service parts supply channel for reuse. In turn, this process enables material currently owned by the company and received through their reverse supply chain to be removed from the waste stream and utilized to fulfill service part demand. This process also eliminates the need to purchase new components exclusively from the procurement channel - to maintain a specific days-on-hand supply, thus dramatically reducing inventory acquisition costs as well as scrap disposition expenses.
And this process can benefit multiple service support groups within an OEM. Through vendor managed inventory programs (VMI) for the service supply chain, third party experts can manage the testing and screening process and fulfill inventory request across multiple departments for service spares. This eliminates the need and cost to procure new components by utilizing materials returned through multiple reverse supply channels.


Generate Bottom Line Revenue

Components that pass the stringent testing and screening process and are not required for service parts inventory can be sold on the secondary market. This channel allows excess service supply inventory not required to generate a new revenue stream through remarketing. Depending upon the type of components and market demand, this channel can not only balance the cost for the testing and screening process, but can return millions of dollars in revenue back to the company's bottom line.


Finding the right partners

Very few manufacturers are inclined to invest in a dedicated department or a specific group of individuals to manage this process. To take advantage of the efficiencies discussed, it is recommended to adopt an outsourced model that leverages the expertise of a reverse supply chain partner. A reverse supply chain specialist will have the processes and procedures in place to implement a full scale recovery option suited to meet your organizations individual needs. It is strongly recommend not to "home-grow" or partner with a "first-timer" as the processes and best practice models that come with experience will enhance your total recovery value and experience.


Summary

For technology-driven companies, years of process refinement and cost controls have made the assignment of squeezing additional efficiencies and further cost savings from the forward supply chain a daunting task. However, the reverse supply chain remains an unexplored process that offers many opportunities for companies to reduce their operational costs and realize efficiencies that can dramatically affect their bottom line.
Implementing a dynamic reverse supply chain model that can efficiently process customer or field service returns in a timely manner, utilizing a stringent testing and screening process, can realize immediate cost savings through the recovery of NTF components and warranty claims. Also, by intelligently redeploying NTF materials back into their service supply chain, manufacturers can harness additional efficiencies through cost reductions from procuring inventory from outside sources and revenue produced from remarketing materials no longer needed.
The reverse supply chain offers a "green field" of opportunities that are only just beginning to be explored by even the largest OEMs both domestically and on a global scale. With current business conditions driving the need to cut costs and increase operational efficiencies, you may want to look no further than your current reverse supply chain process. You may be glad you did.
*Converge has found that of materials tested, we've tracked a 40% NTF on hard drives, 64% NTF rate on memory and a 70% NTF rate for CPUs.

 

فناوری RFID (بخش اول )

RFID (Radio Frequency Identification ) به معنی ابزار تشخیص امواج رادیویی است. RFID دستگاه ­الکترونیکی کوچکی است که شامل یک تراشه کوچک و یک آنتن می­باشد. این تراشه قادر به حمل 2000 بایت اطلاعات یا کم­تر می­باشد. برای روشن­تر شدن مطلب می­توان گفت دستگاه RFID کاربردی شبیه بارکد و نوارهای مغناطیسی نصب شده روی credit card ها یا کارت­های ATM دارد. RFID برای هر شیء یک مشخصه واحد ایجاد می کند که از دیگر اشیا قابل شناسایی خواهد شد. و همین طور که از روی بارکد یا نوار مغناطیسی می­توان اطلاعات را خواند RFIDهم می­تواند خوانده شده واز آن طریق اطلاعات آن دریافت یا اصلاح شود.
می­توان گفت RFID یک تکنولوژی نسبتا جدید است که روش انجام تجارت در موسسات را تغییر داده است. RFID راهی برای پی­گیری جریان مواد و محصولات از ابتدا تا انتهای زنجیره تامین می­باشدو در حال حاضر در صنعت بیشتر برای جلوگیری از سرقت، افزایش کارایی در کنترل موجودی و کاهش هزینه­های بازرسی و حمل به کار می­رود.
RFID برای ردیابی محصولات، وسایل نقلیه، موجودات زنده و حتی انسان­ها کاربرد دارد و البته کاربرد آن محدود به این­ها نمی­شود. تکنولوژی RFID پتانسیل بسیار بالایی برای گسترش و استفاده­های نو دارد که تحقق این امر بستگی به میزان موفقیت در کاهش هزینه و حل دیگر مشکلات آن که در این تحقیق اشاراتی به آن­ها خواهد شد، دارد.


تاریخچه RFID:
به این علت که فن­آوری RFID اخیرا گسترش و رواج قابل ملاحظه­ای یافته است،بسیاری از افراد تصور می­کنند که این تکنولوژی جدید و نوست در حالی که RFID از حدود سال 1970وجود داشته است اما به دلیل قیمت بالا این وسیله تا سال­های اخیر در مصارف تجاری کاربرد زیادی نداشته است. طبق بررسی­­های انجام شده مفهوم RFID از زمان جنگ جهانی دوم با کشف فن­آوری تقریبا مشابهی به نام IFF که معرف Identify Friend or Foe می­باشد مطرح گردیده است. IFF روشی برای تشخیص هواپیما­های جنگی دوست یا دشمن بود که توسط انگلیسی­ها کشف و استفاده شد .IFF مکانیزمی شبیه به RFID دارد.    
یک تکنولوژی مشابه دیگر در سال 1945 توسط "Leon Theremin "کشف شد که یک وسیله جاسوسی بود و اطلاعات صوتی را با استفاده از امواج رادیویی انتقال می­داد.
اولین بار فن­آوری RFIDبه شکل امروزی آن توسط "Mario Cardullo" کشف شد اما تا سال 1970 به علت گرانی استفاده تجاری نداشت.

مدیریت زنجیره تامین چیست

مدیریت منابعی که جهت برآوردن نیاز مشتری برای محصول و یا سرویس شما استفاده میشوند . نیاز به برنامه ریزی استراتژیک میباشد . بخش عمده برنامه ریزی , پیاده سازی مجموعه مقیاسهایی است برای نظارت بر زنجیره تامین بطوریکه , بهینه و مقرون بصرفه بوده , کیفیت و ارزش مورد نظر مشتری را تامین کند .
2 – منابع – تامین کنندگانی را که محصولات و خدمات مورد مصرف برای ساخت محصولات و خدمات شما را در اختیارتان قرار میدهند انتخاب کنید . روندهای قیمت گذاری , تحویل و پرداخت به این تامین کنندگان را مشخص کرده , مجموعه ای از مقیاسهای نظارت و بهینه سازی ارتباط با آنان را فراهم آورید . سپس روندهای مدیریت انبار شامل دریافت مرسولات , بازبینی وانتقال محصولات و خدمات را به خط تولید خود به علاوه نحوه اختیار دادن پرداخت به تامین کننده را مشخص کنید .
3 – تولید – فعالیتهای لازم جهت تولید کنترل کیفی , بسته بندی و آماده سازی جهت ارسال مرسوله را برنامه ریزی کنید . سطح کیفیت , خروجی تولید و بهره برداری کارگران و کارمندان را اندازه گیری کنید .
4 – ارسال – این بخش اکثرا" تدارکات نامیده میشود در این بخش شما باید دریافت سفارشات مشتریان را هماهنگ کنید , شبکه ای از انبارهای کالا آماده کنید و روشهای حمل کالا به مشتری و پرداخت را انتخاب کنید .
5 – ارجاع – بخش اشکالات زنجیره تامین شبکه ای را برای مرجوع ساختن کالاهای معیوب و تولید از طرف مشتریان فراهم آورید .
نرم افزار مدیریت زنجیره تامین چه وظیفه ای دارد ؟ نرم افزارهای مدیریت زنجیره تامین از جمله متنوع ترین نرم افزارها در دنیا هستند . هر یک از پنج مرحله اصلی مدیریت زنجیره تامین که در قسمت قبل ذکر شده است , شامل دهها عملکرد مختلف میباشد که هر کدام میتواند نرم افزار خاص خود را داشته باشد .
بعضی سازندگان نرم افزارهای بزرگ سعی کرده اند که این نرم افزارها را در کنار یکدیگر مونتاژ کنند ولی هیچ تولید کنند ه ای یک مجموعه کامل از این نرم افزارها نداشته و ندارد . اتصال این نرم افزار با یکدیگر میتواند یک کابوس بزرگ باشد.
شاید بهترین روش برای ترسیم نرم افزار مدیریت زنجیره تامین بدین ترتیب باشد که آنرا به نرم افزاری که در جهت برنامه ریزی زنجیره تامین باشد تقسیم کنید . نرم افزاری که در جهت اجرای مراحل زنجیره تامین بکار گرفته میشوند .
نرم افزار برنامه ریزی زنجیره تامین (Supply Chain Planning) از الگوریتم های خاص ریاضی در جهت بهبود روندها و کار این زنجیره و تامین و پایین آوردن موجودی انبار استفاده میکند . این نرم افزار کاملا" وابسته به اطلاعات ورودی برای دقت بیشتر میباشد . اگر برای مثال شما سازنده کالاهای مصرفی میباشید انتظار دقت عمل در سیستم برنامه ریزی منابع تامین خود را نداشته باشید , مگر اینکه بتوانید اطلاعات دقیق در مورد سفارشات مشتریان به خرده فروشان طرف قرارداد شما , آمار فروش خرده فروشان , توان تولید و محل کالا در اختیار آن بگذارید .
نرم افزارهای برنامه ریزی برای کلیه مراحل زنجیره تامین وجود دارند . بطور حتم ارزشمند ترین ( و در عین حال پیچیده ترین آنها ) آنها نرم افزارهای برنامه ریزی نیاز مشتریان است که مشخص می کنند میزان مورد نیاز تولید کالا برای رفع نیاز مشتریان چه مقدار میباشد .
نرم افزار اجرای زنجیره تامین (Supply Chain Execution) جهت اتوماسیون بخشهای مختلف سیستم زنجیره تامین بکار میرود .
این نرم افزار میتواند به سادگی انتقال الکترونیک سفارشات از کارخانه و یا کارگاه شما به تامین کنندگان مواد اولیه مورد نیاز باشد .
آیا نیاز به نصب نرم افزار مدیریت منابع سازمانی (ERP) قبل از نرم افزار مدیریت زنجیره تامین (SCM) میباشد ؟ این موضوع بسیار بحث برانگیزی میباشد . امکان دارد در صورت نیاز به نصب نرم افزار برنامه ریزی زنجیره تامین نیاز به وجود نرم افزار ERP بدلیل وجود نیاز به اطلاعاتی که قاعدتا" در نرم افزار EPR جمع آوری شده است , باشد .
از لحاظ فرض علمی شما نمیتوانید اطلاعات مورد نیاز نرم افزار برنامه ریزی زنجیره تامین را از سیستمهای قدیمی موجود در شرکت به آن تغذیه کنید ( بطور مثال از صفحات گسترده Excel که در جابجایی سازمان وجود دارد ) ولی به جریان انداختن این اطلاعات با سرعت و دقت لازم از کلیه بخشهای سازمان در عمل بسیار مشکل خواهد بود . نرم افزار مدیریت منابع سازمانی (ERP) دژکوبی است که کلیه این اطلاعات را در قالب یک بسته نگهداری میکند و بدین ترتیب نرم افزار های برنامه ریزی زنجیره تامین میتوانند با اتکا به تنها یک نبع به آخرین اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشند . بیشتر مدیرانی که سعی کرده اند نرم افزارهای برنامه ریزی زنجیره تامین را در سازمان خود نصب کنند , اظهار داشته اند که از نصب ابتدایی نرم افزار مدیریت منابع انسانی (ERP) در سازمان خود راضی هستند .
آنها به پروژه های ERP به عنوان نظم بخشیدن به اطلاعات درون سازمانی خود مینگرند. واقعیت این است که نرم افزارهای ERP بسیار گران قیمت و اجرای آنها بسیار دشوار میباشد , در نتیجه ممکن است منطقی باشد که اطلاعات مورد نیاز نرم افزار برنامه ریزی زنجیره تامین بدون نصب ERP برای آن فراهم گردد.
نرم افزارهای اجرایی زنجیره تامین وابستگی بسیار کمتری به جمع آوری دقیق اطلاعات از بخشهای مختلف سازمان دارند و به این ترتیب مستقل از تصمیمات ERP عمل میکنند . ولی احتمال این وجود دارد که نیاز به تبادل اطلاعات بین این نرم افزارها و ERP باشد .
این اصل بسیار مهم است که نرم افزارهای اجرایی زتجیره تامین حتما" امکان یکپارچه شدن با اینترنت , مدیریت منابع سازمانی ERP و برنامه ریزی زنجیره تامین SCP را داشته باشد . برای مثال اگر میخواهید یک سایت اینترنتی خصوصی برای ارتباط با مشتریان خود و تامین کنندگان مواد اولیه خود بوجود آورید حتما" نیاز به استخراج اطلاعات از نرم افزارهای اجرایی زنجیره تامین SCE , برنامه ریزی زنجیره تامین SCP و مدیریت منابع سازمانی و مدیریت منابع سازمانی ERP خواهید داشت که قادر به تبادل آخرین اطلاعات در مورد سفارشات , پرداختها و وضعیت تولید و تحویل کالا باشد .
هدف از نصب نرم افزار مدیریت زنجیره تامین SCH چیست ؟ قبل از فراگیر شدن اینترنت مریدان نرم افزار زنجیره تامین عمدتا" به تقویت امکان پیش بینی نیاز مشتریان و روان سازی زنجیره تامین محدود بودند . ولی ذات ارزان و هم جا حاضر اینترنت به همراه استانداردهای ارتباطی جهانی و ساده خود امکانات وسیعی بوجود آورده است . در حال حاضر شما میتوانید زنجیره تامین خود را براحتی به زنجیره تامین .
چه موانعی بر سر راه نصب نرم افزار مدیریت زنجیره تامین وجود دارد ؟
١ – بدست آوردن اطمینان تامین كنندگان مواد اولیه و شركای تجاری
اتوماسیون زنجیره تامین به این دلیل است كه پیچیدگی های آن از مرز سازمان شما فراتر میرود . نه تنها كارمندان شما نیاز به تطبیق روش كار كردنشان دارند , بلكه كارمندان هر تامین كننده ای كه برای شبكه می پیوندد نیز نیاز به تطبیق روشهای عملكرد خود دارند . تنها تولید كنندگان بسیار بزرگ و قدرتمند توانایی اجبار كردن دیگران در زنجیره تامین به اعمال چنین تغییراتی را دارند . برای اینكه بتوانید رضایت شركای زنجیره تامین خود را برای همكاری در این زمینه بدست بیاورید میبایست طبق توافقاتی انتظارات آنها را نیز بر آورده ساخت تا بدین ترتیب همه عناصر این زنجیره به نوبه خود سود ببرند .
٢ – مقاومت داخلی در برابر تغییر
اگر قانع كردن دیگر سازمانها برای استفاده از سیستمهای زنجیره تامین دشوار است , قانع كردن افراد داخل سازمان هم به همان اندازه دشوار است . اگر نتوانید اپراتورها را قانع كنید كه استفاده از این سیستم در دقت آنها صرفه جویی میكند با توجه به اینكه سالها استفاده از روشهای قدیمی و عادت به كاغذ بازی را نمیتوان بسادگی فراموش كرد , به احتمال زیاد راهی برای دور زدن و استفاده نكردن از سیستم نصب شده پیدا خواهند كرد .
٣ – اشتباهات اولیه
نحوه پردازش داده ها در سیستمهای مدیریت زنجیره تامین جدید نصب شده در سازمانها به گونه ای است كه برای آن برنامه ریزی شده . ولی نرم افزار در چند ماه اولیه نصب در سازمان نمیتواند از روشها , سنتها و تاریخچه عملكرد سازمان با خبر باشد . برنامه ریزیها و پیش بینی كننده ها باید متوجه این موضوع باشند كه اولین اطلاعاتی كه از اینگونه سیستمها دریافت میكنند نیاز به بررسی و كمی تغییر خواهند داشت .
در یك مورد به عنوان نمونه یك كارخانه تولید قطعات خودرو درست پس از نصب یك سیستم پیش بینی زنجیره تامین سفارشی غیر عادی بزرگی از یكی از سازندگان خودرو دریافت میكند . سیستم بلافاصله فرض میكند كه درخواست بازار برای اینگونه قطعات بسیار بالاست ( با توجه به اینك از روند قبلی بازار بی خبر است ) . استفاده كوركورانه از اعداد و ارقام سیستم در این مورد خاص میتواند منجر به سفارش غیر منطقی مواد اولیه توسط این شركت بشود . شركت متوجه مشكل شد و این اشتباه جلوگیری كرد . بدین گونه كه برنامه ریزیها اطلاعات سیستم را دور ریخته از اطلاعات شخصی خود استفاده كردند .
ولی این مشكل دیگری را بوجود می آورد , و آن عدم اطمینان برنامه ریزیها به سیستم نصب شده و استفاده از اطلاعات شخصی خود میباشد . شركت میبایست سیستم را تنظیم كند و در بوجود آوردن اطمینان كاركنان به سیستم كوشش كند . وقتی كارمندان متوجه شوند كه میتوانند تجربیات خود با دقت رو به رشد سیستم هماهنگ كنند , تكنولوژی را قبول كرده از آن استفاده میكنند .
بسیاری از بازارهای الكترونیك B2B مجهز به نرم افزار مدیریت زنجیره تامین میباشند .
آیا استفاده از این سیستمها بهتر است یا تهیه و نصب سیستم خصوصی ؟ بازارهای الكترونیك ( ارتباط چند به چند ) و خصوصی ( سازمان شما با دیگر عناصر زنجیره تامین ) با انواع ایده های بزرگ برای بوجود آوردن مزایده ها , مناقصه ها و صرفه جویی در خرید شكل گرفتند . ولی تولید كنندگن كمی وسوسه به شركت در آنها شده اند . بسیاری از این سایتهای اینترنتی در حال حاضر به حداقل كارآیی خود یعنی میزان نرم افزار مدیریت زنجیره تامین تنزل پیدا كرده اند . اینگونه سایتها منابع شركتهایی هستند كه خود توانایی خرید نرم افزارهای مدیریت زنجیره تامین را ندارند ولی بسیاری از سرویسهای ارائه شده از كارآیی لازم برخوردار نیستند . شركتهایی كه توان مالی بیشتری دارند میتوانند ارتباطات خود را بطور اختصاصی با شركاء تجاری خود برقرار كنند .
ولی حتی این شركتها زمانهای امكانپذیر میتوانند از بازارهای الكترونیك عمومی بهره مند شوند . ساخت نرم افزار خصوصی در شرایطی كه كس دیگری آنرا قبلا” برای شما بوجود آورده توجیه پذیر نمیباشد .
واقعیت این است كه عمق ارتباطاتی كه بین عناصر زنجیره تامین توسط بازارهای الكترونیك عمومی تعریف شود بسیار كمتر از ارتباطاتی كه بصورت خصوصی با چند تامین كننده خاص برقرار میشود میباشد . بدین ترتیب بیشتر تصمیم گیرنده ها بدین ترتیب عمل میكنند كه از بازارهای الكترونیك عمومی برای ارتباطات عام زنجیره تامین خود استفاده میكنند و برای ایجاد ارتباطات عمیق تر به عناصر خاصی در این زنجیره بازار الكترونیك خاص خود را بوجود می آورند .
تصمیمات زنجیره تامین در چه حیطه ای هستند ؟ ما تصمیمات لازم در رابطه با مدیریت زنجیره تامین را به دو دسته كلی تقسیم میكنیم . تقسیمات استراتژیك و عملیاتی . همانطوریكه از نام آن پیدا است , تصمیمات استراتژیك معمولا” برای افق زمانی بلندی است و تا حد زیادی به سیاستهای طراحی زنجیره تامین را فراهم می آورند . در سوی دیگری تصمیمات عملیاتی بیشتر بر عملیات روزمره تمركز دارند. هدف این تصمیمات حركت موثر و بهینه تولیدات در زنجیره تامین تعریف شده استراتژیك میباشد